هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

104

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

هنگام كه گروهى خواستند بر شما دست بگشايند و خداوند دستهاى ايشان را از شما دور كرد و از خداوند پروا كنيد . مؤمنان بايستى بر خداوند توكل كنند . ) مانند اين رويداد در يكى از يورشهاى پيامبر به قبيلهء غطفان دربارهء شخصى بنام دعثور بن حارث يكى از افرادى كه در ميان آنان به شجاعت و دشمن‌كشى نامور بود روايت شده ، كه ما پيشتر از آن سخن گفتيم . البته ممكن است نظير آنچه در يك غزوه روى مىدهد در غزوهء ديگرى نيز پيش آيد ، همچنانكه ممكن است راويان زمان و مكان يك حادثه را مختلف ذكر كنند كه ما نمونه‌هاى بسيارى از آن را در كتابهاى سيره و تاريخ مىيابيم . اين آشفتگى در كتابهاى تاريخ و سيره به دور افتادن زمان نگارش آنها از زندگانى پيامبر ( ص ) و بازيگرى داستان‌پردازان و راويان و كارگزاران حاكمان در بيشتر رويدادها در طى مدتى كه نگارش در زير سيطرهء حاكمان قرار داشته است بازمىگردد ، همچنان كه ما اين نكته را در كتابهاى پيشين خود يادآور شده‌ايم . ( 1 ) غزوهء بدر دوم در طبقات ابن سعد آمده است كه اين غزوه درست چهل و پنج ماه پس از هجرت روى داد و در تاريخ طبرى و تاريخ ابو الفداء و سيرهء ابن هشام و بدايه و نهايه آمده است كه در ماه شعبان بوده است . مورخان آن را غزوهء « بدر الموعد » ناميده‌اند ، زيرا ابو سفيان هنگامى كه از احد مىرفت مسلمانان را مخاطب قرار داد و بانگ زد : وعدهء ما با شما سال آينده در بدر . منظور وى آن بود كه انتقام كشتگان بدر را در جائى بگيرد كه كشته شده بودند . در موعد ياد شده پيامبر ( ص ) اصحاب خود را به ديدار قريش فرا خواند و همراه هزار و پانصد تن از رزمندگان از مدينه خارج شد . آن حضرت عبد الله بن رواحه را در مدينه بجاى خود گذارد . پيامبر پرچم را به على ( ع ) داد و به همراه اصحابش رفت تا به بدر رسيد و هشت روز در آنجا ماند . گفته‌اند بدر جائى بود كه اعراب هر سال در آنجا گرد مىآمدند و به